12/30/2006
اعدام صدام+ عید قربان
ادم می تونه خیلی درسا بگیره
می تونین از اینجا فیلم اعدامشو ببینین
**********************
راستی فرا رسیدن عید قربان و همزمانی اونو با کریسمس رو به همه تبریک می گم
12/21/2006
شب یلدا تون پر نور
امیدوارم شب یلدای پرنوری داشته باشید و هندونه هاتون قرمز و ارزون باشه
12/09/2006
پیش زمینه های فکری ما
یکی از آشناها می گفت که واسم خواستگار اومده و یکی از شروطش هم این بوده که خان مآینده من نباید بیرون کارک نه و اگرم که بخواد بیرون کار کنه فقط می تونه فرهنگی باشه و دختره می گفت که من نمی تونم با همچین مردی زندگی گنم و اینکه من شاید ت ویه جای دیگه استخدام شدم و از طرز فکرش خوشم نیومده در اینحا با دو بدبینی یا همون به قول خودم پیش زمینه فکری مواجه می شویم یکی اینکه خواستگاره فکر می کنه شغلهای آزاد و شرکتی از نظر محیطشغلی برای خانما مناسب نیست و این بر می گرده به افکار اون مرد که یه جاهایی شنیده و یا خونده که مثلا کارمندهای شرکت ها مورد سوء استفاده قرار می گیرن و یا اینکه بخاطر تعصبات مذهبی اجاره همکاری با مردان رو نمی تونه بده
دیگری اینکه پیش زمینه فکری دختره که در اینجا فکر میکنه که فرد مرد نظر فرد مناسبی نمی تونه براش باشه و در مواجهات بعدی نیز با این پیش زمینه فکری با این خواستگاره مواجه می شه و اینکه نمی تونه قضاوت منصفانه ای فارغ از این فکر(که این اقا بد بینه و نمی خ.اد من در جای دیگری کار کنم)داشته باشه و هیچ وقت در فکر این نیست که شاید این فرد محاسن دیگری داشته باشه و اینکه شاید بتونم درمورد این فکر اشتباهش توجیهش کنم
این مورد رو می تونیم به قشر بازیگران و کلا سینما گران نیز تعمیم بدیم و اینکه فکر میکنم به خاطر همین پیش زمینه های فکری که در ما بوجود آمده در حال حاضر یه بدبینی عمومی نسبت به جامعه سینماگران بخاطر اون CDهای کذایی بوجود آمده و کلا در فکر این نیستن که آیا این CD صحت داره و یا اینکه آیا این CD می توه توجیه پذیر باشه؟ و اینه فکر میکنن تمامی قشر بازیگران آدمای بوالهوسی هستند و مشکل دارن
من می گم که آدمی نباید در روبرو شده با دیگران با پیش زمینه های فکری قضاوت کنه و اینکه این گونه افکار ممکنه باعث نوعی شستشوی مغری بشه که افراد را در قضاوتهای منصفانه دچار اشتباه کنه .
یه جای شنیدم که می گن آدم بدبین می تونه 21 نفر بدبین کنه ولی آدم خوشبین فقط می تونه 7 نفرو خوشبین کنه
یاد
پته کسی رو رو آب ریختن
امروز صبح که شبکه دو برنامه صبحگاهی مردم ایران سلام رو پخش می کرد با یه خانم پته دوز مصاحبه می کرد و راجعه به معنی پته کسی رو رو آب ریختن سوال کرد که گفت: یعنی تقلب کسی رو بر ملا کردن
در زمانای قدیم برای اینکه بدونن پته کسی مرغوبه و از نخها و رنگهای مرغوب استفاده کرده یا نه پته طرف رو رو آب میا نداختن اگه که رنگ می داد معلوم بود که جنسش تقلبیه و اینگونه شده که جزو ضرب المثلهای ایرانی در آمده
**********
این از ادبیات
به جای واژه غلط علاقمند واژه درست علاقه مند رو بنویسیم
12/03/2006
دروغ نفاق صداقت
می گفت من از دروغ بدم می آد و اینکه واقعا نمی تونم آدمای دروغگو رو تحمل کنم و...
داشتم به این موضوع فکر می کردم که آئما چطور می تونن دروغ بگن و یا تحت چه شرایطی ممکنه دروغ بگن و اینکه صادق بودن و صداقت کجا می تونه معنا پیدا کنه
من فکر میکنم که آدمایی که دروغ می کن یکیش بخاطر نداشتن اعتماد به نفسه و اینکه همش فکر می کنه طرف مقابلش از خودش برتره و یا از لحاظ مادی بالاتره و چون در شرایط پایینتری قرار داره سعی میکنه با دروغ گفتن کمبودهاشو جبران کنه و شاید هم با غلو کردن (بلوف زدن)
اما بعضی دیگر تلاش می کنن حقایقو وارونه جلوه بدن و یا اینکه طرف مقابلشو فریب بده تا به خواسته هاش برسه که این نو دروغ به نظر من می تونه همراه با ریا و تزویر باشه و خیلی کثیف و خطرناکه
در مورد صداقت نیز می تونم بگم که افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستن و اینکه ارزش ها و ضد ارزش ها واسشون معنا داشته باشه و یا اینکه به مخاطبش احترام بزاره می تونه فرد صادقی باشه و اینکه بتونه با طرفش صادقانه حرف بزنه و بتونه باهاش راحت باشه و اینکه در مورد افکارش و اسرارش بتونه بدون هیچ تردیدی حرف بزنه و انتظار جواب معقولی داشته باشه
و در آخر هم می خوام بگم که ارزشی بودن صداقت و یا ضد ارزش بودن دروغ و نفاق جزو اصولیست که در کلیه جوامع پذیرفته شده می باشد و اختصاص به قشر و آیین خاصی نداره

